تبليغاتX
قلمرو سعدی - دخالت نظامیان در انتخابات
دخالت نظامیان در انتخابات 9:29پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
اين مقاله در سايت خبري تحليلي "ميزان" در تاريخ ۹/۳/۸۸ درج و منتشر شده است.

دخالت نظامیان در انتخابات


ورود مستقیم نظامیان در عرصه ی سیاست و انتخابات، در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه همواره آشکارا و شدید بوده است. ایران ما نیز از این قاعده مستثنا نبوده و نیست. دخالت بخشی از سپاه و نیروهای مقاومت بسیج در مسایل سیاسی، دانشگاهی و در انتخابات ها مانند انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و نیز سنگر گرفتن پشت بسیج دانشجویی و تقویت آن در دانشگاه ها ، اکنون امر آشکار شده یی برای همگان است.
در آستانه ی انتخابات دهم ریاست جمهوری، بار دیگر همه ی گروه ها، شخصیت ها، مطبوعات ، احزاب و تشکل های اصلاح طلب و تحول خواه نسبت به دخالت سپاه و نیروهای مقاومت بسیج در انتخابات پیش رو هشدار داده، ابراز نگرانی کرده اند و خواستار جلوگیری از تکرار این دخالت شده اند.
چند پرسش اساسی که این یادداشت در پی تحلیل و پاسخ به آن ها است این است که برغم نهی و هشدار امام خمینی(ره)  بنیانگذار جمهوری اسلامی و نیز قانون اساسی، چرا چنین اتفاقی – دخالت نظامیان و بسیج در سیاست و انتخابات – افتاده و می افتد؟ ریشه و منشا آن چه می تواند باشد؟ پیامدهایش برای جامعه و نظام کدامند؟ و چاره ی این مشکل چیست؟
یک . دخالت و حضور تدریجی و آشکار نظامیان در سیاست و حکومت در این سرزمین، ریشه و منشا تاریخی و همچنین فرهنگی دارد:
الف – به لحاظ تاریخی، برخی نویسندگان و تحلیل گران سیاسی بر این باورند که " در دولت ها و سرزمین های اسلامی همواره قدرت نظامی و غیرنظامی با هم درآمیخته بودند. راه تشکیل دولت در این ممالک استفاده از نیروهای نظامی بوده است.خلفا خود فرمانده ی لشگر محسوب می شده اند و متکی به قدرت نظامیان بوده اند. نزد امرای اسلامی از دیرباز رسم نگه داشتن نیروهای ویژه ی نظامی وجود داشته است. در آخرین امپراتوری اسلامی یعنی عثمانی بخش عمده یی از قدرت سیاسی در دست "ینی چری ها" یا جان نثاری ها بود که هسته ی اصلی آن امپراتوری را تشکیل می دادند". (1)
در تاریخ تحولات سیاسی – اجتماعی معاصر ایران نیز به تعبیر جلال آل احمد " در این ولایت همیشه قشون (نظامیان) بر تمام قضایا مسلط بوده اند و تعیین کننده ی آخر همه ی اوضاع  و استفاده کننده ی اول همه ی مزایای مملکت بوده اند". (2) این جایگاه و نقشی که نظامیان در تاریخ گذشته و معاصر ایران و دیگر کشورهای اسلامی ایفا کرده اند اکنون در ذهن نظامیان رسوخ کرده است به همین دلیل تعدادی از دست اندرکاران سپاه و نیز نیروهای مقاومت بسیج خواهان مداخله و حضور قوی در عرصه ی سیاست، انتخابات، جناح های سیاسی و دانشگاه ها به بهانه ی حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی هستند.
بزعم آنان یکی از دلایل این دخالت، نقش برجسته یی است که نیروهای سپاه و بسیج – به عنوان گروه های برخاسته از متن مردم و انقلاب – هم در مبارزات ضد رژیم گذشته و پیروزی انقلاب اسلامی و هم در هشت سال جنگ تحمیلی داشته اند، از این رو در شرایط فعلی جامعه، به خود حق می دهند به بهانه ی حفظ دستاوردهای نظام در سیاست و انتخابات و در منازعات سیاسی و صحنه ی دانشگاه ها ظاهر شوند.
باید گفت هیچ انسان منصفی منکر خدمات ارزنده ی نظامیان به ویژه سپاه پاسداران نیست اما حفظ تمامیت ارضی و دفاع از مرزها و مقابله با تهاجم احتمالی دشمن خارجی و تامین امنیت جامعه از مهم ترین دستاوردهای انقلاب است که وظیفه ی پاسداری از آنها طبق قوانین (قانون اساسی و عادی) بر عهده ی نظامیان گذاشته شده است. بنابر این، کار قانونی نیروهای انتظامی و سپاه و بسیج و ارتش ، به انجام رساندن همین وظیفه است.
ب – به لحاظ فرهنگی، قدرت طلبی و انحصارگری جزو خصلت ما ایرانیان و حاکمان سیاسی جامعه ی ما است. در ایران معاصر معمولا همیشه افرادی که مردم آن ها را بر صدر نشانده اند بتدریج این امکان را به دست آورده اند که از قدرت و جلوه های عینی آن یعنی نیروهای نظامی و انتظامی بهره برداری کنند و با کشاندن آن ها به میادین سیاسی و جناحی و انتخاباتی، از یک طرف شعاع قدرت و اختیارات خویش را گسترش دهند و از طرف دیگر دامنه ی فعالیت دانشگاهیان و اصحاب مطبوعات و اندیشه و احزاب را محدودتر سازند.
این رفتار البته بهره یی جز عقب ماندگی برای جامعه و سیاست و فرهنگ آن، در بر نخواهد داشت. ریشه ی این گونه رفتارها آن است که متاسفانه ، افراد و گروه های حاکم در ایران، پدیده ها و چیزهای عینی و گذرا مانند قدرت و مقام و نیروهای نظامی و انتظامی بمثابه ی ابزار را پدیده های ازلی و ابدی تلقی کرده اند و با دلبستگی به آن ها، توده ی مردم و حقوق و آزادی های فردی و قانونی شان را بتدریج از یاد برده اند. حال آن که این عینیات و ابزارها در حقیقت پوسته هایی هستند برای حفظ مغز و محتوا و آن چه محتوا و ماده و هسته ی اصلی است و در زیر پوسته ها ساری و جاری است، ملت و نیروی بی پایان آن و نیز منافع ملی است.
دو. حضور نظامیان (سپاه و بسیج و ارتش) در سیاست و دخالت در انتخابات، مشکلات فراوان برای جامعه و حکومت به دنبال دارد:
الف – یکی از پیامدهای این مداخله، ظهور تدریجی "میلیتاریسم" یا نظامیگری یعنی نفوذ روحیه ، تفکر و فرهنگ نظامی، در جامعه و حاکمیت است. فرهنگ سلطه و اطاعت و رابطه ی متقابل این دو، تلاش برای حفظ وضع موجود، تمجید از نگرش ها و گرایش های جنگ طلبانه و این باور که مسایل و مشکلات کشور و حکومت فقط با "خون و شمشیر" حل می شوند از جمله شاخصه ها و ویژگی های عمده میلیتاریسم (نظامیگری) است. از سوی دیگر نفوذ و اشاعه ی روحیه ی نظامیگری در عرصه ی سیاسی و انتخابات و نیز در دانشگاه ها، به مرور باعث پیدایش زمینه های بروز "فاشیسم" در جامعه می شود و فاشیسم نیز بنوبه ی خود میلیتاریسم را تقویت می کند.
ب – دخالت نظامیان در امر سیاست و انتخابات بتدریج باعث می شود آنان روز به روز در مسایل کلان کشور و حکومت و سیاستگذاری هایی درگیر شوند که صلاحیت و تجربه ی لازم را در مورد آن ها   ندارند. مسایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه چنان پیچیده است که نظامیان توانایی اداره و سر و سامان دادن به آن ها را ندارند. کار سپاه و ارتش و بسیج و نیروی انتظامی تا جایی که به حفظ تمامیت ارضی و استقلال ایران و تامین امنیت داخلی کشور کمک می کند بسیار واجد اهمیت است اما اگر به جای پرداختن به این وظیفه ی قانونی، در انتخابات دخالت و در گروه ها و احزاب سیاسی و دانشگاهی رعب و ترس ایجاد کنند در حقیقت به ضد خود تبدیل می شوند و از چشم ملت می افتند.
ج – یکی دیگر از پیامدها و عواقب دخالت نظامیان در سیاست و انتخابات، تضعیف نیروهای جامعه ی مدنی و احزاب و تشکل های سیاسی و فرهنگی است که پس از جنبش اجتماعی مردم در دوم خرداد 76 به رهبری روشنفکران دینی بویژه سید محمد خاتمی اندکی جان گرفته اند. بدون تردید دخالت نظامیان از گسترش و تعمیق نهادهای مدنی و احزاب سیاسی جلوگیری می کند. جامعه ی مدنی نوعا در تضاد با حضور نظامیان در صحنه ی سیاست وانتخابات و سلطه ی همه جانبه ی نیروهای حکومت، معنا پیدا می کند.
اگر جامعه و حکومت به لحاظ سیاسی در حالت "تعادل" باشد یعنی از یک سو قدرت بطور مساوی توزیع شده باشد و از سوی دیگر نیروهای جامعه ی مدنی بخصوص جناح ها و مطبوعات بتوانند مستقل و قوی از دولت و حکومت انتقاد و از حقوق فردی دفاع کنند، آن گاه نظامیان امکان دخالت موثر در سیاست و دانشگاه و انتخابات را به دست نمی آورند. اما اگر سلطه ی حکومت و گروه نظامیان بر نیروهای جامعه ی مدنی برتری یابند، بر اثر این "عدم تعادل" بتدریج نشانه های بحران سیاسی و سپس بحران اجتماعی بروز و ظهور خواهد کرد.
سه . چاره ی کار آن است که الف - فرهنگ، اندیشه و سیاست – به معنای تدبیر درست امور کشور به وسیله ی اهل آن و بر محور شورا ، قانون و دموکراسی – همیشه در مقام فرمان دهی اداره ی جامعه باشد نه نظامیگری. ب - اصحاب قدرت به نظرات و نقدهای اصحاب اندیشه و رسانه و دانشگاه اعتنا و توجه کنند، بخصوص نقدهای مربوط به لزوم عدم دخالت نظامیان در سیاست و انتخابات . ج - مسوولان و روحانیون – چه آنان که در قدرتند و چه آنان که خارج از آن – هر کس و هر نهادی را در جای و جایگاه خویش بخواهند و به غیر از این ، راضی نشوند.
د - رهبر انقلاب که نهادها و نیروهای نظامی و انتظامی و بسیج زیر نظر ایشان است اجازه ندهند که این نهادها و نیروها، در سیاست، انتخابات ، نهادهای فرهنگی و مطبوعات و جناح های سیاسی  مداخله کنند و نهاد و دفتر رهبری، دخالت کنندگان را برای بازجویی و محاکمه به سازمان قضایی نیروهای مسلح بسپارند. این، تنها راه تضمین سلامت و بقای نظام جمهوری اسلامی ایران است.
ی - نامزدهای انتخابات دهم ریاست جمهوری بخصوص آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و ما طرفدارانشان بر تشکیل کمیته ی صیانت از آرا و تعیین نمایندگان نامزدها برای نظارت بر روند رای گیری و شمارش آراء تاکید کنیم تا شاید در 22 خرداد 88 شاهد برگزاری انتخاباتی شفاف، آزاد و سالم، بدون تقلب و بدون دخالت سپاه و بسیج باشیم.
24/2/88
.....................................................
1.جامعه شناسی سیاسی، حسین بشیریه،  ص 264.
2. غربزدگی، جلال آل احمد، ص 168.  

نوشته شده توسط حسن سلامی | موضوع: مسایل سیاسی فرهنگی ایران | لینک ثابت |

حکومت،حاکمیت،دولت،قدرت،اقتدار،جامعه،منتقدان،احزاب،گروه ها،اپوزیسیون،مخالفان،روزنامه نگاران،دانشجویان،کارگران،زنان،آموزگاران،نشریات،مجلس،دولت نهم،رییس جمهوری،رهبری،روحانیت،روحانیون،اصلاحات،اصلاح طلبان،اصلاح طلبی،خاتمی،دوم خرداد،دانشگاه،سیاست،اندیشه،تاریخ اندیشه ی سیاسی،مشروعیت،قانون،بحران،قانون اساسی،حقوق سیاسی،حقوق،حقوق اساسی،تاریخ ایران،سفرنامه،هخامنش،اشکانیان،ساسانیان،دوره ی اسلامی،تازیان،طاهریان،صفاریان،بلعمیان،دیلمیان،علویان،سامانیان،آل بویه،بوییان،امویان،عباسیان،سلجوقیان،خوارزم شاهیان،ترکان،مغلان،غزنویان،صفویان،تیموریان،گورکانیان،آل مظفر،اراخ تاییان،افغانان،افشاریان،نادر شاه،زندیان،قاجاریان،پهلوی اول،پهلوی دوم،انقلاب،جمهوری اسلامی،فداییان،فداییان اسلامی،جبه ی ملی،سازمان مجاهدین،اسلام گرایان،نظامیان،نظامی گری،میلیتاریسم،کمونیست،سوسیالیست،کمونیسم،سوسیالیسم،لیبرالیسم،دموکراسی،شورا،جامعه ی مدنی،مدرنیته،مدرنیسم،نوگرایی،سنت،سنتی،حوزه،فقیهان،فقه،بازیگران،سپاه،بسیج،مشروطیت،مشروطه خواهان،مشروطه طلبان، کورش،داریوش،خشایار شاه،بهرام،یزدگرد،پیامبر،محمد،عیسی،موسی،علی،فاطمه،زهرا،زینب،حسین،امام زمان،ابوذر،سلمان،افلاطون،ارسطو،گزنفون،هرودوت،زرتشت،زرتشتیان،ابوعلی سینا،فارابی،ابوعلی مسکویه رازی،قطب الدین شیرازی،خواجه نصیر طوسی،خواجه نظام الملک،بلعمی،فضل الله روزبهان خنجی،صدرالدین شیرازی،حافظ،سعدی،مولوی،مولانا،جامی،ابن خلدون،ابن ابی الحدید،نهج البلاغه،معاویه،یزید،ابن اسیر،غالیان،میرزاملکم خان،میرزا آقا خان کرمانی،میرزا ابوالقاسم قائم فراهانی،امیر کبیر،میرزا تقی خان،زین العابدین مراغه ای،میرزا فتح علی آخوندزاده،طالبوف،میرزا رضا کرمانی،فریدون آدمیت،سید جمال اسد آبادی،اقبال لاهوری،امین الدوله،میرزا حبیب اصفهانی،مجد الاسلام کرمانی،اقبال لاهوری،علی شریعتی،مهدی بازرگان،یدالله صحابی،عزت الله صحابی،سید حسین نصر،مصطفی ملکیان،علامه طباطبایی،سید حسین مدرسی،محمود طالقانی،عبدالکریم سروش،مجتهد شبستری،مصباح یزدی،سیدجواد طباطبایی،رضا داوری اردکانی،علامه فضل الله،خسرو روزبه،اکبر گنجی،هادی قابل،عمادالدین باقی،عبدالله نوری،موسوی خوئینی ها،موسوی لاری،امام خمینی،محسن کدیور،حسین بشیریه، ایران باستان،لبنان،فینیقیه،آزادی،استبداد،خودکامگی،نوخواهی،خبرنگار،مجلس،نیروهای چهارده مارس،نیروهای هشت مارس،لحود،جعجع،میشل عون،میشل سلیمان،جنبلات،حریری،امین جمیل،طلال ارسلان،نصرالله،حزب الله،سلیمان فرنجیه،طائف،سوریه،عربستان،ایران،قطعنامه،دوحه،مصر،جنگ،جنوب لبنان،سلاح،پارلمان،اقلیت،اکثریت،میساق،گروه ها،تظاهرات،اعتصاب،تحصن،نظارت،دخالت،سنیوره،دمشق،ترور،تنش،گفت و گو،شکست،درگیری،وحدت ملی،حس ملی،گلستان،بوستان،مثنوی،دیوان،تمامیت ارضی،ملیت،فرهنگی،اقتصاد،اقتصادی،تورم،گرانی،جوانان،انتقاد،نقد،شبعا،مرزها،اردوگاه،فلسطین،فلسطینی،حماس،جهاد اسلامی،جبهه ی خلق،محمود عباس،اسماعیان هنیه،غزه،شکنجه،زندان،اسراییل،آمریکا،اروپا،غرب،فرانسه،واشنگتن،پاریس،ریاض،رایس،سازمان ملل،بی طرفی،کنیست،شارون،پرز،اولمرت،لیبنی،شوری امنیت،قرار داد،فراکسیون،خرد،فردوسی،شاهنامه،خردنامه،بیهقی،مکتب،مدرسه،خدا،اجتهاد،دین،دینداری،دنیا داری،تقدس،آتش،خورشید،کاشان،قم،کرمان،یزد،بندر عباس،لامرد شیراز،تهران،نبی بری،ایرنا،باران،بهارستان،نوروز،امروز،تحول،سرزمین،تجدد،امیران،دروزیان،اسماعیلیان،اسماعیلی،زیدی،جعفری،بعبدا،الجزایر،فقها،قشری گرایی،شریعت مداران،صوفیان،عرفان،عارفان،ظاهر بینی،ظاهر بینان،ویرانی گری،امارات،خلیج فارس،عهد نامه،عثمانیان،چالدران،یونان،پژوهش،پژوهش کده،