کودتا عبارت است از عملیات روانی، تبلیغاتی و نظامی عده یی ذی نفوذ که در ساختار قدرت و راس هرم حاکمیت حضور دارند و باعث سرنگونی یک دولت قانونی (مثلا دولت دکتر محمد مصدق در مرداد ماه 1332) یا مانع شکل گرفتن یک دولت قانونی (مثلا دولت میرحسین موسوی در خرداد ماه 88) از طریق زور یا تزویر یعنی تقلب و تخلف در انتخابات می شوند.
از صبح روزشنبه 23 خرداد 88 که کودتاچیان ، شتابزده و به شکل غیرقانونی انتخابات ریاست جمهوری ایران را تایید و "بحران ملی" ایجاد کردند تاکنون هیچ یک از پیشنهادها و طرح های مدنی ، قانونی، بی طرفانه و منصفانه ی شخصیت های حقیقی و حقوقی را برای حل بحران نپذیرفته اند و با تکیه بر خشونت و سرکوب، قصد دارند منتقدان و مردم معترض را خاموش کنند.
کودتاچیان که از پشتیبانی نظامیان و شبه نظامیان مسلح برخوردارند، می خواهند با زور و تزویر بر مردم، برخلاف خواست و رای آنان، مسلط شوند و با ایجاد ترس و کشتار، بر مُلک غلبه کنند. تغلّب، مشروعیت و مقبولیت حاکمیت آنان را تحت الشعاع قرار داده است.عده یی از کودتاچیان نیز، به شخصیت هایی که سکوت کرده اند فشار وارد می کنند تا با متقلبان و متغلبان همراه شوند و می گویند: یار غالب باش تا غالب شوی! با این همه ، بی اصالتی برخی از غالبان و کودتاچیان، آشکار است؛ هر آن کو خورده او نان گدایی – نپنداری تواند پادشاهی.
در بیشتر دوره های تاریخ سیاسی ایران زمین چنین بوده است که آراء و اموال و جان و عقیده ی مردم ، صید یا شکاری بوده است که متغلبان و غارتگران بر سرِ آن گِرد آمده اند؛ یک پیکر و هزار خنجر، یک آهو و صد سگ. در رژیم های مستبد و دیکتاتور، دریدن و خشونت ورزیدن و کشتن یا حبس کردن غیرنظامیان و منتقدان، بخش جدایی ناپذیر حاکمیت و مانور قدرت کودتاچیان محسوب می شود.
منتقدان سیاسی وعقیدتی و جوانان و شخصیت های معترض و با شرف، به فرمان کودتاچیان به بهانه ی تامین امنیت به چاه زندان اوین افتاده اند. با این همه، یک انتقاد و اعتراض آنان به صد اقدام و عمل کودتاگران، شرف و برتری دارد؛ "اگر چه من به چاهم شاه در جاه – من ِ یاغی شرف دارم به صد شاه. بگیرد بهر خود آرای مردم – بگیرم بهر مردم باج از شاه".
آدم در درک این نکته و پاسخ به این پرسش درمی ماند که چگونه کودتاچیان که با مبارزه و رنج و یاری مردم به اوج قدرت رسیده اند، اکنون فرمان کشتن و بستن و حبس کردن ِ آنان را صادر می کنند و گناهش را به گردن دیگری می اندازند. علت اساسی این "تلوّن طبع" چیست؟
متاسفانه صاحبان قدرت سیاسی در ایران و جهان اسلام، روش و اخلاق قابل پیش بینی و قاعده مند نداشته اند. به تعبیر سعدی، از "تلوّن طبع" شاهان و خلفا باید برحذر بود که گاه به سلامی برنجند و گاه به دشنامی، خلعت دهند.
ستم های سیاسی و رخدادهای خونین دوهفته ی گذشته در تهران و دیگر شهرهای ایران، نشان داد که آب از سرچشمه گِل آلود است. در این جا نمک، گندیده است و کُفر از کعبه برخاسته است؛ چو کفر از کعبه برخیزد کجا ماند مسلمانی؟ چاره ی درد، اصلاح ساختارها است تا بقایای جمهوریت و مردمسالاری زیر چکمه های کودتاچیان ، جان ندهد.
7/4/88
حکومت،حاکمیت،دولت،قدرت،اقتدار،جامعه،منتقدان،احزاب،گروه ها،اپوزیسیون،مخالفان،روزنامه نگاران،دانشجویان،کارگران،زنان،آموزگاران،نشریات،مجلس،دولت نهم،رییس جمهوری،رهبری،روحانیت،روحانیون،اصلاحات،اصلاح طلبان،اصلاح طلبی،خاتمی،دوم خرداد،دانشگاه،سیاست،اندیشه،تاریخ اندیشه ی سیاسی،مشروعیت،قانون،بحران،قانون اساسی،حقوق سیاسی،حقوق،حقوق اساسی،تاریخ ایران،سفرنامه،هخامنش،اشکانیان،ساسانیان،دوره ی اسلامی،تازیان،طاهریان،صفاریان،بلعمیان،دیلمیان،علویان،سامانیان،آل بویه،بوییان،امویان،عباسیان،سلجوقیان،خوارزم شاهیان،ترکان،مغلان،غزنویان،صفویان،تیموریان،گورکانیان،آل مظفر،اراخ تاییان،افغانان،افشاریان،نادر شاه،زندیان،قاجاریان،پهلوی اول،پهلوی دوم،انقلاب،جمهوری اسلامی،فداییان،فداییان اسلامی،جبه ی ملی،سازمان مجاهدین،اسلام گرایان،نظامیان،نظامی گری،میلیتاریسم،کمونیست،سوسیالیست،کمونیسم،سوسیالیسم،لیبرالیسم،دموکراسی،شورا،جامعه ی مدنی،مدرنیته،مدرنیسم،نوگرایی،سنت،سنتی،حوزه،فقیهان،فقه،بازیگران،سپاه،بسیج،مشروطیت،مشروطه خواهان،مشروطه طلبان، کورش،داریوش،خشایار شاه،بهرام،یزدگرد،پیامبر،محمد،عیسی،موسی،علی،فاطمه،زهرا،زینب،حسین،امام زمان،ابوذر،سلمان،افلاطون،ارسطو،گزنفون،هرودوت،زرتشت،زرتشتیان،ابوعلی سینا،فارابی،ابوعلی مسکویه رازی،قطب الدین شیرازی،خواجه نصیر طوسی،خواجه نظام الملک،بلعمی،فضل الله روزبهان خنجی،صدرالدین شیرازی،حافظ،سعدی،مولوی،مولانا،جامی،ابن خلدون،ابن ابی الحدید،نهج البلاغه،معاویه،یزید،ابن اسیر،غالیان،میرزاملکم خان،میرزا آقا خان کرمانی،میرزا ابوالقاسم قائم فراهانی،امیر کبیر،میرزا تقی خان،زین العابدین مراغه ای،میرزا فتح علی آخوندزاده،طالبوف،میرزا رضا کرمانی،فریدون آدمیت،سید جمال اسد آبادی،اقبال لاهوری،امین الدوله،میرزا حبیب اصفهانی،مجد الاسلام کرمانی،اقبال لاهوری،علی شریعتی،مهدی بازرگان،یدالله صحابی،عزت الله صحابی،سید حسین نصر،مصطفی ملکیان،علامه طباطبایی،سید حسین مدرسی،محمود طالقانی،عبدالکریم سروش،مجتهد شبستری،مصباح یزدی،سیدجواد طباطبایی،رضا داوری اردکانی،علامه فضل الله،خسرو روزبه،اکبر گنجی،هادی قابل،عمادالدین باقی،عبدالله نوری،موسوی خوئینی ها،موسوی لاری،امام خمینی،محسن کدیور،حسین بشیریه، ایران باستان،لبنان،فینیقیه،آزادی،استبداد،خودکامگی،نوخواهی،خبرنگار،مجلس،نیروهای چهارده مارس،نیروهای هشت مارس،لحود،جعجع،میشل عون،میشل سلیمان،جنبلات،حریری،امین جمیل،طلال ارسلان،نصرالله،حزب الله،سلیمان فرنجیه،طائف،سوریه،عربستان،ایران،قطعنامه،دوحه،مصر،جنگ،جنوب لبنان،سلاح،پارلمان،اقلیت،اکثریت،میساق،گروه ها،تظاهرات،اعتصاب،تحصن،نظارت،دخالت،سنیوره،دمشق،ترور،تنش،گفت و گو،شکست،درگیری،وحدت ملی،حس ملی،گلستان،بوستان،مثنوی،دیوان،تمامیت ارضی،ملیت،فرهنگی،اقتصاد،اقتصادی،تورم،گرانی،جوانان،انتقاد،نقد،شبعا،مرزها،اردوگاه،فلسطین،فلسطینی،حماس،جهاد اسلامی،جبهه ی خلق،محمود عباس،اسماعیان هنیه،غزه،شکنجه،زندان،اسراییل،آمریکا،اروپا،غرب،فرانسه،واشنگتن،پاریس،ریاض،رایس،سازمان ملل،بی طرفی،کنیست،شارون،پرز،اولمرت،لیبنی،شوری امنیت،قرار داد،فراکسیون،خرد،فردوسی،شاهنامه،خردنامه،بیهقی،مکتب،مدرسه،خدا،اجتهاد،دین،دینداری،دنیا داری،تقدس،آتش،خورشید،کاشان،قم،کرمان،یزد،بندر عباس،لامرد شیراز،تهران،نبی بری،ایرنا،باران،بهارستان،نوروز،امروز،تحول،سرزمین،تجدد،امیران،دروزیان،اسماعیلیان،اسماعیلی،زیدی،جعفری،بعبدا،الجزایر،فقها،قشری گرایی،شریعت مداران،صوفیان،عرفان،عارفان،ظاهر بینی،ظاهر بینان،ویرانی گری،امارات،خلیج فارس،عهد نامه،عثمانیان،چالدران،یونان،پژوهش،پژوهش کده،

پرده دار