مقدمه
مهندس "میرحسین موسوی" نامزد محبوب اصلاح طلبان و تحول خواهان و رییس جمهوری منتخب اکثریت ملت ایران در نظر دارد همانند حجت الاسلام "مهدی کروبی" با هدف جلوگیری از اقتدار بیشتر احزاب پادگانی، تمرکز قدرت در یک شخص و جلوگیری از استبداد دینی ، اقدام به تاسیس حزب سیاسی کند. این ایده ی خجسته، هم در بیانیه ی شماره ی 9 او و هم در تیتر نخست روزنامه ی اعتماد ملی در روز یکشنبه گذشته چهاردهم تیرماه جاری، منعکس شده است. پیشنهاد می شود نام این حزب که به یقین با استقبال گسترده ی ایرانیان مواجه خواهد شد، حزب سبزها باشد.
حزب یکی ازپدیده های مدرن اجتماعی در دو سه قرن گذشته است. احزاب سیاسی در شکل کنونی و به معنای ویژه آن قریب به یک قرن است که به جوامع بشری راه یافته و امروزه یکی از مهمترین نهادهای سیاسی بخصوص در جوامع مدرن بشمار می روند که در زندگی سیاسی ،اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی مردم نقش مؤثر داشته و همانند دیگر پدیده های اجتماعی دستخوش دگرگونی و تحول گشته اند. در این مقاله سعی شده بطور اختصار تاریخچه ی حزب،تعاریف مختلف از آن،علل پیدایش، وظیفه و مسوولیت احزاب، تفاوت آن ها با گروههای ذی نفوذ ،عوامل تکوین و بالاخره محاسن و معایب حزب مورد بررسی قرار گیرند.
تاریخچه بررسی حزب
اندیشمندان زیادی حزب را مورد توجه و بررسی قرار داده اند. حزب سیاسی نخستین بار مورد توجه اندیشمند مشهور انگلیسی یعنی "ادموند برک" در قرن هیجدهم میلادی واقع شده است. پس از برک "جیمز مادیسن" اندیشمند سیاسی آمریکائی که در سال 1808 به ریاست جمهوری انتخاب شد حزب را مورد بررسی قرار داد. قرن نوزدهم دوره ایجاد و ازدیاد حزب سیاسی و خارج شدن آن از صورت ابتدایی و نامتشکل به صورت سازمان یافته است. از جمله اشخاصی که دراین سده به بررسی حزب های سیاسی پرداخته اند "الکسی دوتو کویل" حقوقدان فرانسوی است.
تاریخچه بررسی احزاب درقرن بیستم میلادی به دو دوره قبل از 1945 و دوره بعد از آن تقسیم می شود. در دوره اول مطالعه احزاب جنبه تاریخی و توصیفی داشته و از روشهای علمی و تجربی کمتر استفاده شده است. مهمترین آثار این دوره متعلق به لنین ،استروگورسکی و میشلز می باشد. دردوره دوم اندیشمندان علم سیاست به تجزیه و تحلیل علمی و تقسیم بندی و مقایسه احزاب سیاسی پرداختند. در این دوره بود که به احزاب کشورهای در حال توسعه نیز توجه شد. از پیشگامان این دوره "موریس دوورژه" است.
تعریف حزب سیاسی
حزب مانند واژه انقلاب، دولت، امنیت و دیگر واژه ها در علوم انسانی بویژه در علوم سیاسی از مفاهیم انتزاعی و کشدار است و هیچگاه توافقی نسبت به تعریف آن نبوده است. با این حال حزب گذشته از معنای عام آن ، تعریف و معنای خاصی دارد که از نقطه نظر دانشمندان علم سیاست متفاوت است. در اینجا به چند تعریف از حزب اشاره می کنیم.
ادموند برک حزب را " گروهی از افراد جامعه می داند که با یکدیگر متحد شده و بر مبنای اصول خاصی که مورد قبول همه آنهاست برای حفظ و توسعه منافع ملی می کوشند." جیمز مادیسن تعریفی عکس تعریف برک ارائه می دهد. براساس تعریف او حزب عبارتست از"عده ای افراد که بر اساس منافع و هدفهای مشترک خود که با منافع و اهداف سایر افراد یا هدفهای کلی جامعه در تضاد است با یکدیگر طرح اتحاد ریخته اند." لنین حزب سیاسی کامل و ایده آل را حزبی می داند که از عده معدودی افراد متحد، انقلابی و از خود گذشته تشکیل شده باشد و بتواند رهبری کارگران را بعهده گیرد.
تعریف دوورژه مشخص تر و محدودتر از تعاریف فوق است. به عقیده او حزب عبارت است از" یک گروه سیاسی همفکر که هدف مستقیم آن به چنگ آوردن قدرت یا شرکت در اعمال آن است. احزاب در پی آنند که در انتخابات کرسی هایی بدست آورند، نمایندگان و وزرائی داشته باشند و حکومت را به دست گیرند."
پیدایش حزب سیاسی
پرسشی که پیش می آید این است که چه عامل یا عواملی باعث پیدایش حزب سیاسی به مفهوم ویژه آن شده است؟ در این مورد سه نگرش وجود دارد:
الف- نگرش انتخاباتی:
برخی از دانشمندان علم سیاست من جمله موریس دوورژه معتقدند که پیدایش و گسترش احزاب سیاسی با پیدایش و سیستم انتخابات و استقرار نظام پارلمانی پیوند دارد. دوورژه در این رابطه می نویسد:
" احزاب در آغاز به شکل کمیته های انتخاباتی ظاهر شدند که هم حمایت اعیان را از یکی از نامزدها اعلام بدارند و هم وجوه مالی لازم را برای مبارزه انتخاباتی فراهم سازند. در چارچوب مجالس شورا نیز دیده شده است که گروههای پارلمانی متشکل از نمایندگان هم عقیده برای یک اقدام مشترک بوجود آمده اند. این همکاری نمایندگان از بالا گرایشی را در کمیته های انتخاباتی بوجود آورد تا با یکدیگر در پایین طرح اتفاق بریزند. بدین سان نخستین احزاب سیاسی خلق شدند."
ب- نگرش تضاد طبقاتی:
این نگرش از طرف "کارل مارکس" و پیروان او عنوان شده است. به باور مارکس پیشرفت های صنعتی باعث افزایش تعداد کارگران و در نتیجه فزونی قدرت گروهی آنها و نیز آگاهی آنها به میزان قدرت خود می شود. اما چون افراد این طبقه بوسیله سوداگران استثمار می شوند و وضع زندگی این طبقه روزبروز بدتر می شود به تدریج در یک حزب سیاسی متشکل می شوند. به عقیده مارکسیست ها حزب در قالب سیاسی بازتاب تضاد طبقاتی است که از دیرباز وجود داشته و دمکراسی پارلمانی قرن 18 به بعد صورت قانونی به این تضاد داده است.
ج- نگرش توسعه و نوسازی:
به عقیده برخی از دانشمندان سیاسی پیدایش حزب با فرایند توسعه و نوسازی پیوند دارد. احزاب اصولا" از مظاهر جامعه های سیاسی نو هستند و پیدایش احزاب سیاسی نیز مؤید آن است که جامعه به مرحله ای از سیر و تکامل و رشد خود رسیده که سیاستگری و رهبری سیاسی آن نمی تواند محدود به یک شخص یا عده معدودی افراد بی علاقه و بی تفاوت به آرا، احساسات و عقاید اکثریت مردم باشد. این نگرش، منشا بیشتر احزاب سیاسی ایران بوده و هست.
وظیفه و مسئولیت حزب سیاسی
وظیفه و کاربرد هر حزبی را می توان اولاً در آرمان ها ، فعالیت ها، مرام و برنامه رهبران حزب و ثانیا" از انتظارات و خواسته های مردم از حزب استخراج نمود. وظایف ، مسئولیت ها و کاربردهای حزب را می توان به شرح زیر خلاصه نمود:
الف- شکل و سامان دادن به نگرش ها و معتقدات افراد در چارچوب یک تئوری یا مرام مشخص.
ب- آشنا ساختن افراد جامعه به حقوق خود و بالا بردن سطح آگاهی آنها از مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی.
ج- تشویق افراد به شرکت در انتخابات و ساده و منظم کردن امر انتخابات برای رأی دهندگان از طریق تعیین کاندیداهای انتخاباتی.
د- پشتیبانی و دفاع از منافع فرد در جامعه در مقابل تعدی ها، سهل انگاری ها و قانون شکنی های دولت.
ه- انجام پژوهش ها و بررسی های علمی. حزب با تشکیلات ، ابزار، بودجه و نیروی انسانی که در اختیار دارد بایستی برای بهسازی جامعه طرح ها و راه حل های کوتاه و بلند مدت ارائه دهد.
و- کوشش برای ایجاد محیطی سالم جهت حل و فصل اختلافات . حزب بایستی بکوشد تا از میزان خشونت در کشمکش های سیاسی تا حد امکان کاسته شود و محیطی سالم تر برای رقابت های سیاسی بوجود آید.
ی- پرورش رهبران آینده جامعه. حزب بایستی بکوشد تا برای اداره امور کشور افرادی شایسته، فعال و آگاه تربیت کند.
تفاوت حزب با گروه های فشار
میان احزاب با گروههای ذی نفوذ و فشار در یک جامعه فرق گذاشته شده است. در اینجا به چهار تفاوت میان آنها اشاره می شود:
الف- حزب ها در جستجوی بدست گرفتن قدرت هستند در حالی که گروههای ذی نفوذ و گروه های فشار سعی می کنند ضمن خارج ماندن از قدرت بر آن تأثیر بگذارند.
ب- احزاب معمولا" سازمانهایی هستند که در آنها گروههای متفاوت و غیر متجانس به لحاظ سیاسی، نژادی، طبقاتی و غیره عضویت دارند، حال آنکه گروههای ذی نفوذ غالبا" از اعضای متجانس و با اهداف گروهی و منافع خاص و مشترک تشکیل شده است.
ج- احزاب معمولا" منافع ملی را در نظر می گیرند در حالی که گروههای ذی نفوذ بیشتر برای پیشبرد منافع و تمایلات خود یا رهبرشان - ولو این که با منافع ملی تضاد داشته باشد - تلاش می کنند.
د- احزاب دارای مرامنامه و برنامه جامع و کلی و کنگره ی سراسری هستند در حالی که اکثر گروههای ذی نفوذ و فشار فاقد برنامه های جامع بوده و تنها دارای یک یا چند هدف هستند.
محاسن حزب
تنها طالبان ، اقتدارگرایان و آنان که در پی تمرکز قدرت در یک شخص هستند نظر مساعدی نسبت به حزب نداشته و آن را باعث پراکندگی و لجام گسیختگی جامعه، می دانند. اما موافقان حزب به درستی اعتقاد دارند که افکار عمومی بسیار متشتت و متنوع است و تا به صورت حزب تجلی نگردد، موثر واقع نمی شود. زیرا حزب است که عقاید را دسته بندی کرده، وجوه مشترک را یافته و عقاید اکثریت را مشخص و موثر می سازد. به باور موافقان، حزب اعضای خود را تعلیم می دهد، موجب دوام و گسترش نظام دمکراسی و توزیع قدرت می شود و جلو گسترش خودکامگی و دیکتاتوری را می گیرد.
از نگاه موافقان حزب و تحزب ، سیستم و رژیم حزبی می تواند مسئولیت حکومت و دولت را در برابر مردم تعیین کند، رهبران و دولتمردان را پاسخگو سازد و بالاخره اینکه حزب در استقلال و ایجاد همبستگی ملی نقش دارد. امروزه بیشتر آزادی طلبان و تحول خواهان در ایران و سایر نقاط جهان از طرفداران جدی حزب و تحزب هستند.
۱۶/۴/۸۸
حکومت،حاکمیت،دولت،قدرت،اقتدار،جامعه،منتقدان،احزاب،گروه ها،اپوزیسیون،مخالفان،روزنامه نگاران،دانشجویان،کارگران،زنان،آموزگاران،نشریات،مجلس،دولت نهم،رییس جمهوری،رهبری،روحانیت،روحانیون،اصلاحات،اصلاح طلبان،اصلاح طلبی،خاتمی،دوم خرداد،دانشگاه،سیاست،اندیشه،تاریخ اندیشه ی سیاسی،مشروعیت،قانون،بحران،قانون اساسی،حقوق سیاسی،حقوق،حقوق اساسی،تاریخ ایران،سفرنامه،هخامنش،اشکانیان،ساسانیان،دوره ی اسلامی،تازیان،طاهریان،صفاریان،بلعمیان،دیلمیان،علویان،سامانیان،آل بویه،بوییان،امویان،عباسیان،سلجوقیان،خوارزم شاهیان،ترکان،مغلان،غزنویان،صفویان،تیموریان،گورکانیان،آل مظفر،اراخ تاییان،افغانان،افشاریان،نادر شاه،زندیان،قاجاریان،پهلوی اول،پهلوی دوم،انقلاب،جمهوری اسلامی،فداییان،فداییان اسلامی،جبه ی ملی،سازمان مجاهدین،اسلام گرایان،نظامیان،نظامی گری،میلیتاریسم،کمونیست،سوسیالیست،کمونیسم،سوسیالیسم،لیبرالیسم،دموکراسی،شورا،جامعه ی مدنی،مدرنیته،مدرنیسم،نوگرایی،سنت،سنتی،حوزه،فقیهان،فقه،بازیگران،سپاه،بسیج،مشروطیت،مشروطه خواهان،مشروطه طلبان، کورش،داریوش،خشایار شاه،بهرام،یزدگرد،پیامبر،محمد،عیسی،موسی،علی،فاطمه،زهرا،زینب،حسین،امام زمان،ابوذر،سلمان،افلاطون،ارسطو،گزنفون،هرودوت،زرتشت،زرتشتیان،ابوعلی سینا،فارابی،ابوعلی مسکویه رازی،قطب الدین شیرازی،خواجه نصیر طوسی،خواجه نظام الملک،بلعمی،فضل الله روزبهان خنجی،صدرالدین شیرازی،حافظ،سعدی،مولوی،مولانا،جامی،ابن خلدون،ابن ابی الحدید،نهج البلاغه،معاویه،یزید،ابن اسیر،غالیان،میرزاملکم خان،میرزا آقا خان کرمانی،میرزا ابوالقاسم قائم فراهانی،امیر کبیر،میرزا تقی خان،زین العابدین مراغه ای،میرزا فتح علی آخوندزاده،طالبوف،میرزا رضا کرمانی،فریدون آدمیت،سید جمال اسد آبادی،اقبال لاهوری،امین الدوله،میرزا حبیب اصفهانی،مجد الاسلام کرمانی،اقبال لاهوری،علی شریعتی،مهدی بازرگان،یدالله صحابی،عزت الله صحابی،سید حسین نصر،مصطفی ملکیان،علامه طباطبایی،سید حسین مدرسی،محمود طالقانی،عبدالکریم سروش،مجتهد شبستری،مصباح یزدی،سیدجواد طباطبایی،رضا داوری اردکانی،علامه فضل الله،خسرو روزبه،اکبر گنجی،هادی قابل،عمادالدین باقی،عبدالله نوری،موسوی خوئینی ها،موسوی لاری،امام خمینی،محسن کدیور،حسین بشیریه، ایران باستان،لبنان،فینیقیه،آزادی،استبداد،خودکامگی،نوخواهی،خبرنگار،مجلس،نیروهای چهارده مارس،نیروهای هشت مارس،لحود،جعجع،میشل عون،میشل سلیمان،جنبلات،حریری،امین جمیل،طلال ارسلان،نصرالله،حزب الله،سلیمان فرنجیه،طائف،سوریه،عربستان،ایران،قطعنامه،دوحه،مصر،جنگ،جنوب لبنان،سلاح،پارلمان،اقلیت،اکثریت،میساق،گروه ها،تظاهرات،اعتصاب،تحصن،نظارت،دخالت،سنیوره،دمشق،ترور،تنش،گفت و گو،شکست،درگیری،وحدت ملی،حس ملی،گلستان،بوستان،مثنوی،دیوان،تمامیت ارضی،ملیت،فرهنگی،اقتصاد،اقتصادی،تورم،گرانی،جوانان،انتقاد،نقد،شبعا،مرزها،اردوگاه،فلسطین،فلسطینی،حماس،جهاد اسلامی،جبهه ی خلق،محمود عباس،اسماعیان هنیه،غزه،شکنجه،زندان،اسراییل،آمریکا،اروپا،غرب،فرانسه،واشنگتن،پاریس،ریاض،رایس،سازمان ملل،بی طرفی،کنیست،شارون،پرز،اولمرت،لیبنی،شوری امنیت،قرار داد،فراکسیون،خرد،فردوسی،شاهنامه،خردنامه،بیهقی،مکتب،مدرسه،خدا،اجتهاد،دین،دینداری،دنیا داری،تقدس،آتش،خورشید،کاشان،قم،کرمان،یزد،بندر عباس،لامرد شیراز،تهران،نبی بری،ایرنا،باران،بهارستان،نوروز،امروز،تحول،سرزمین،تجدد،امیران،دروزیان،اسماعیلیان،اسماعیلی،زیدی،جعفری،بعبدا،الجزایر،فقها،قشری گرایی،شریعت مداران،صوفیان،عرفان،عارفان،ظاهر بینی،ظاهر بینان،ویرانی گری،امارات،خلیج فارس،عهد نامه،عثمانیان،چالدران،یونان،پژوهش،پژوهش کده،


پرده دار