تبليغاتX
قلمرو سعدی - پیامدهای رفتار قوه قضاییه
پیامدهای رفتار قوه قضاییه 17:26دوشنبه شانزدهم شهریور 1388
اين تحليل در سايت جنبش راه سبز (جرس) تاريخ ۱۸/۶/۸۸ درج و منتشر شده است.

پيامدهاي رفتار قوه قضاييه


عدالت در قضا و داوري‘ يكي از پايه هاي روابط اجتماعي و از اصولي است كه نظم را در جامعه مستقر مي سازد. رشته ي محكمي است كه مردم و حكومت را به هم پيوند مي دهد و موجب "انسجام اجتماعي" مي شود. افزون بر اين ‘ يكي از عوامل پايداري و ثبات حكومت ها‘ به اقامه ي عدالت از ناحيه ي قوه ي قضاييه ي آن حكومت بستگي دارد.

منظور از عدالت اين است كه دادستان و قاضي و قانون در دادگاه ها و دادسراها‘ افراد و شهروندان و تشكل ها را به يك چشم نگاه كنند و ميان آن ها تبعيض قايل نشوند زيرا هر فرد به عنوان يك واحد اجتماع بشمار مي آيد بنابراين در برابر قانون با ديگر افراد برابر است.

به بيان ديگر هر فرد به لحاظ انسان بودنش از حقوق شخصي ‘ اجتماعي ‘ مدني و سياسي برخوردار است كه حكومت و قوه ي قضاييه بايد آن را محترم شمارد و عدالت رعايت همين حقوق است.

پرسش اين است كه آيا قوه ي قضاييه ي جمهوري اسلامي ايران‘ عدالت را رعايت كرده است؟ متاسفانه در بيست سال گذشته اين طور بوده كه مديران  يا نويسندگان يا هواداران يك جريان فكري و سياسي به امري متهم و سپس با خشونت‘ بازداشت و به دادگاه  و زندان كشانده شده اند اما افراد و دست اندركاران جريان ديگر فكري و سياسي  و گروه هاي فشار و لباس شخصي كه اتهامات سنگين حتا قتل و ترور متوجه آن ها  است آزاد بوده و آزادانه به عمل و فعاليت خود ادامه داده اند.

اين گونه تبعيض ها كه پس از انتخابات اخير رياست جمهوري پررنگ تر شد اكنون نتايج منفي و پيامدهاي ناگوار خود را براي قوه ي قضاييه ‘ نظام  و جامعه  نشان داده است كه اجمالا به برخي از آنها اشاره مي شود:

يكم – تبعيض و عدم مساوات در قضا و محاكم‘ بسياري از مردم را سست و مايوس كرده و شخصيت شهروندان و اعتماد آنان را ازميان برده است. ارزش و قوام يك جامعه وحكومت‘ به ارزش و استحكام شخصيت افراد تشكيل دهنده ي آن جامعه و حكومت است. برخي دست اندركاران سيستم قضا و قاضيان در اين بيست سال احكام خود را همواره با تبعيض و تهديد بر افراد بخصوص منتقدان تحميل كرده اند اين اتفاق باعث شده كه روح اعتماد به قوه ي قضاييه و حاكميت در هم شكسته شود و حس وفاداري اكثريت مردم به نظام از بين  برود.

دوم – بي عدالتي در قضا‘ اصل "مشروعيت مدني" نظام را زايل كرده است. در يك تعريف كلي  مي توان مشروعيت نظام سياسي را "چگونگي به قدرت رسيدن مسوولان و نحوه ي عملكرد آنها با توجه به خواست و منافع عموم مردم دانست  به نحوي كه در فرمان راندن و قبول فرمان از سوي مردم‘ همگوني وجود داشته باشد".

اساس مشروعيت مدني ‘ رضايت افراد و طبقات و گروه هاي جامعه است و نتيجه ي آن ثبات و تعادل حكومت است؛ يعني حكومت هايي كه بر اساس مشروعيت استوارند متعادل تر‘ باثبات تر و توسعه يافته ترند.حال يك سري عوامل ممكن است مشروعيت نظام سياسي را مختل كند و به اصطلاح "بحران مشروعيت" بوجود آورد كه از جمله ي آن‘ سوء تدبيرها و عملكرد تبعيض آميز سيستم قضايي در برخورد با افراد و گروه هاي مردمي است.

در بيست سال گذشته‘ اين سوء تدبير يعني بي عدالتي در قضا‘ احساس نارضايتي و خشم قشرهاي مختلف از نظام را برانگيخته و به بي ثباتي حكومت منجر شده است.

سوم – رفتار توام با تبعيض قوه ي قضاييه سبب قتل و حبس عده يي از فعالان مدني و سياسي‘ سبب انزواي بسياري از فقيهان ‘ عالمان و روحانيون و روشنفكران جامعه‘ سبب فرار مغزها و آوارگي و هجران صاحبنظران و نويسندگان و روزنامه نگاران شده است و در نتيجه ي آن‘ كشور از توسعه ي فرهنگي‘ سياسي و اقتصادي باز مانده است.

 علاوه بر آن‘ خصومت و خشونت را به ارمغان آورده است. بدين خاطر است كه امام علي (ع) به رهبر و حاكم هشدار داده است كه " با مردم كار به انصاف كن و از بيداد بپرهيز كه بيدادگري مردم را به آوارگي وادارد و شمشير (خشونت) را در ميان آرد. نهج البلاغه حكمت476".

چهارم – رعايت عدالت در حين قضا و اجراي بي طرفانه ي قانون در محاكم‘ يك ارزش اخلاقي تلقي مي شود و مردم اين ارزش را باور دارند. حال ‘رفتار تبعيض آميز با افراد و متهمان در دستگاه قضايي ظرف اين بيست سال موجب گسترش بي قانوني‘ رياكاري‘ رواج دروغ و نيرنگ و از دست رفتن ارزش هاي اخلاقي در ميان ملت ما شده است.

پنجم – بي عدالتي پيامد اخروي هم دارد و در مورد اين پيامد بايد گفت از آن جا كه روا داشتن تبعيض هنگام داوري و شيوع آن در سيستم قضايي‘ يك نوع ظلم و ستم محسوب مي شود و ستم نيز معصيت و منكَري است كه خداوند آن را نهي كرده لذا ارتكاب آن موجب عذاب است.

به همين دليل در قرآن و احاديث به اين مساله تذكر داده شده كه صدور بي عدالتي از قاضيان و داوران‘ عاقبتي دردناك براي آنان و جامعه و حكومتشان به همراه دارد. براي نمونه خداوند تصريح مي كند " چه بسيار مردم و حكومت مقتدري كه به جرم ظلم و ستمكاري (بويژه خون ريزي) در هم شكسته و هلاك ساختيم. انبيا/ 11 و نيز طاها/ 127".

بنابراين ظلم از جمله آدم كشي به وسيله ي عوامل حكومت كه بايد حافظ جان ملت اش باشد‘ نفرين خانواده هاي مظلوم كشته شدگان و سپس عذاب آسمان و آتش جاويدان را فراهم مي كند؛

آه كسان خُرد نبايد شمرد - آتش سوزان چه بزرگ و چه خُرد

تير ضعيفان چو رود از كمان - بگذرد از نُه سپر آسمان

16/6/88

نوشته شده توسط حسن سلامی | موضوع: مسایل سیاسی فرهنگی ایران | لینک ثابت |

حکومت،حاکمیت،دولت،قدرت،اقتدار،جامعه،منتقدان،احزاب،گروه ها،اپوزیسیون،مخالفان،روزنامه نگاران،دانشجویان،کارگران،زنان،آموزگاران،نشریات،مجلس،دولت نهم،رییس جمهوری،رهبری،روحانیت،روحانیون،اصلاحات،اصلاح طلبان،اصلاح طلبی،خاتمی،دوم خرداد،دانشگاه،سیاست،اندیشه،تاریخ اندیشه ی سیاسی،مشروعیت،قانون،بحران،قانون اساسی،حقوق سیاسی،حقوق،حقوق اساسی،تاریخ ایران،سفرنامه،هخامنش،اشکانیان،ساسانیان،دوره ی اسلامی،تازیان،طاهریان،صفاریان،بلعمیان،دیلمیان،علویان،سامانیان،آل بویه،بوییان،امویان،عباسیان،سلجوقیان،خوارزم شاهیان،ترکان،مغلان،غزنویان،صفویان،تیموریان،گورکانیان،آل مظفر،اراخ تاییان،افغانان،افشاریان،نادر شاه،زندیان،قاجاریان،پهلوی اول،پهلوی دوم،انقلاب،جمهوری اسلامی،فداییان،فداییان اسلامی،جبه ی ملی،سازمان مجاهدین،اسلام گرایان،نظامیان،نظامی گری،میلیتاریسم،کمونیست،سوسیالیست،کمونیسم،سوسیالیسم،لیبرالیسم،دموکراسی،شورا،جامعه ی مدنی،مدرنیته،مدرنیسم،نوگرایی،سنت،سنتی،حوزه،فقیهان،فقه،بازیگران،سپاه،بسیج،مشروطیت،مشروطه خواهان،مشروطه طلبان، کورش،داریوش،خشایار شاه،بهرام،یزدگرد،پیامبر،محمد،عیسی،موسی،علی،فاطمه،زهرا،زینب،حسین،امام زمان،ابوذر،سلمان،افلاطون،ارسطو،گزنفون،هرودوت،زرتشت،زرتشتیان،ابوعلی سینا،فارابی،ابوعلی مسکویه رازی،قطب الدین شیرازی،خواجه نصیر طوسی،خواجه نظام الملک،بلعمی،فضل الله روزبهان خنجی،صدرالدین شیرازی،حافظ،سعدی،مولوی،مولانا،جامی،ابن خلدون،ابن ابی الحدید،نهج البلاغه،معاویه،یزید،ابن اسیر،غالیان،میرزاملکم خان،میرزا آقا خان کرمانی،میرزا ابوالقاسم قائم فراهانی،امیر کبیر،میرزا تقی خان،زین العابدین مراغه ای،میرزا فتح علی آخوندزاده،طالبوف،میرزا رضا کرمانی،فریدون آدمیت،سید جمال اسد آبادی،اقبال لاهوری،امین الدوله،میرزا حبیب اصفهانی،مجد الاسلام کرمانی،اقبال لاهوری،علی شریعتی،مهدی بازرگان،یدالله صحابی،عزت الله صحابی،سید حسین نصر،مصطفی ملکیان،علامه طباطبایی،سید حسین مدرسی،محمود طالقانی،عبدالکریم سروش،مجتهد شبستری،مصباح یزدی،سیدجواد طباطبایی،رضا داوری اردکانی،علامه فضل الله،خسرو روزبه،اکبر گنجی،هادی قابل،عمادالدین باقی،عبدالله نوری،موسوی خوئینی ها،موسوی لاری،امام خمینی،محسن کدیور،حسین بشیریه، ایران باستان،لبنان،فینیقیه،آزادی،استبداد،خودکامگی،نوخواهی،خبرنگار،مجلس،نیروهای چهارده مارس،نیروهای هشت مارس،لحود،جعجع،میشل عون،میشل سلیمان،جنبلات،حریری،امین جمیل،طلال ارسلان،نصرالله،حزب الله،سلیمان فرنجیه،طائف،سوریه،عربستان،ایران،قطعنامه،دوحه،مصر،جنگ،جنوب لبنان،سلاح،پارلمان،اقلیت،اکثریت،میساق،گروه ها،تظاهرات،اعتصاب،تحصن،نظارت،دخالت،سنیوره،دمشق،ترور،تنش،گفت و گو،شکست،درگیری،وحدت ملی،حس ملی،گلستان،بوستان،مثنوی،دیوان،تمامیت ارضی،ملیت،فرهنگی،اقتصاد،اقتصادی،تورم،گرانی،جوانان،انتقاد،نقد،شبعا،مرزها،اردوگاه،فلسطین،فلسطینی،حماس،جهاد اسلامی،جبهه ی خلق،محمود عباس،اسماعیان هنیه،غزه،شکنجه،زندان،اسراییل،آمریکا،اروپا،غرب،فرانسه،واشنگتن،پاریس،ریاض،رایس،سازمان ملل،بی طرفی،کنیست،شارون،پرز،اولمرت،لیبنی،شوری امنیت،قرار داد،فراکسیون،خرد،فردوسی،شاهنامه،خردنامه،بیهقی،مکتب،مدرسه،خدا،اجتهاد،دین،دینداری،دنیا داری،تقدس،آتش،خورشید،کاشان،قم،کرمان،یزد،بندر عباس،لامرد شیراز،تهران،نبی بری،ایرنا،باران،بهارستان،نوروز،امروز،تحول،سرزمین،تجدد،امیران،دروزیان،اسماعیلیان،اسماعیلی،زیدی،جعفری،بعبدا،الجزایر،فقها،قشری گرایی،شریعت مداران،صوفیان،عرفان،عارفان،ظاهر بینی،ظاهر بینان،ویرانی گری،امارات،خلیج فارس،عهد نامه،عثمانیان،چالدران،یونان،پژوهش،پژوهش کده،