فقيه صور و نجف
شب هنگامي كه وارد اتاق پذيرايي 24 مترمربعي علامه سيد علي الامين فقيه نوانديش لبنان و مفتي پيشين دارالفتواي شهر "صور" در جنوب اين كشور شديم‘ پسران معمم و مكلاّي او به استقبالمان آمدند.
سيد حسن امين طلبه ي جوان با محاسن مِشكي و سيد هادي امين دكتر تجربي با محاسن تراشيده‘ هر دو خوشرو و مهمان نواز‘ به مصاحبه كنندگان خير مقدم گفتند. ديوارهاي اتاق به تصويرهاي زيبايي از شهرهاي مذهبي مكه و مدينه و زينبيه ي دمشق و نيز تابلو "رب زدني علما" مزيّن شده بود.
تمهيدات مصاحبه فراهم شد و علامه كه ماه ها و سال هاي جواني اش را در نجف صرف تحصيل و تعليم و در صور صرف مبارزه و آگاهي بخشي كرده است بر صندلي اش كنار پرچم لبنان تكيه داد و در پاسخ پرسش مصاحبه گر‘ ابتدا خلاصه يي از زندگي علمي و مبارزاتي اش گفت و گفت امام خميني (ره) را در نجف ديده و بعد از شهادت سيد محمد باقر صدر‘ با سيد مصطفي فرزند امام جزو شاگردان او بوده اند.
سيد كه اكنون وارد هفتمين دهه ي عمر مفيدش شده است پس از پيروزي انقلاب اسلامي به قم آمده ‘ به جبهه هاي جنگ عراق عليه ايران رفته و در شهرهاي سوسنگرد‘ اهواز و هويزه كار تبليغي و فرهنگي كرده و در سال 1983 ميلادي به جنوب لبنان و به كمك شيعه ي اين منطقه آمده است. او صاحب مقالات و تاليفاتي در ردّ تكفير دگرانديشان‘ در تاييد حكومت شورايي‘ بيان سيره ي سياسي امامان معصوم و نيز در باب تشكل هاي سياسي و احزاب شيعي است.
علي الامين به دليل انتقاد از حزب الله و فاجعه خواندن جنگ سي و سه روزه ي اين حزب با اسراييل كه صدها كشته و هزاران زخمي و دهها هزار آواره به جا گذاشت و نيز فاجعه خواندن حمله ي سال گذشته ي نيروهاي حزب الله و جنبش "امل" به منطقه ي سنّي نشين غرب بيروت و كشتار و خونريزي‘ مورد خشم و نفرت سران اين دو تشكل شيعي كه مورد حمايت حكومت هاي ايران و سوريه اند‘ قرار گرفت و توسط مجلس اعلاي شيعه ي لبنان از مقام مفتي "صور" خلع شد.
برغم اين اقدام‘ او به انتقادهايش ادامه داده و بخاطر ابراز عقايد سياسي و ديني اش نيروهاي حزب الله و امل به خانه اش حمله و مجبورش كردند به بيروت هجرت كند با اين حال هنوز تحت فشار و كنترل اين دو حزب است كه به نام شيعه در لبنان داراي نفوذ اند.
شيعه يي كه علامه امين به آن معتقد است شيعه يي است كه اهل عدالت و كرامت و آزادي و انصاف و ستم ستيزي و مبرا از خونريزي است و شيوه و نظام سياسي مورد او نظام شورايي مبتني بر عقل جمعي و خرد خردمندان است و در مصاحبه يادآوري كرد كه شيوه هاي متعددي براي حكمراني وجود دارد اما پيامبر اسلام و امام علي بر مبناي شورا عمل مي كردند.
اين فقيه نوانديش كه همزاد و همراه و همفكر امام موسي صدر رهبر ربوده شده ي شيعيان لبنان است به نقد و انتقاد افكار و انديشه ها و نظريه ها از جمله نظريه ي ولايت فقيه ‘ به گفت وگوي پيروان همه ي اديان و مذاهب و تمدن ها‘ باور دارد و مخالف نزاع شيعه و سني و استفاده ي ابزاري از شيعه ي جنوب لبنان توسط دولت هاي ايران و سوريه است.
او كه موسس جريان "گردهمايي تشيع" به عنوان جريان سوم شيعي در لبنان است گفت " ما هم قبول داريم كه در مواجهه با اسراييل و تجاوزاتش به جنوب لبنان شيعه ي اين منطقه پلي براي ايران باشد اما نبايد با بهانه دادن به دست دشمن و با جنگ هاي پي در پي و بي منطق و خونريزي و نيز تشديد نزاع داخلي و عمليات انتحاري در لبنان اين پل را ويران كرد".
الامين با رد تز "هر كه با من نيست عليه من است" در باب لزوم انتقاد از همه ي حكمراناني كه به نام دين حكومت مي كنند بويژه ولي فقيه مي گويد كه يك روز به سيد حسين موسوي دبيركل اسبق و شهيد حزب الله يادآوري كرده كه " ما وقتي در نجف در درس امام شركت مي كرديم به ايشان و عقايدش اعتراض مي نموديم و او مي پذيرفت ‘ چگونه است كه اكنون به جانشين ايشان در سياست و حكومت نمي شود انتقاد و اعتراض كرد حال آن كه الآن بيان انتقاد و اعتراض مهم تر و ضروري تر و براي حاكميت مفيدتر است".
فقيه صور و نجف‘ ايده ي "اطاعت از ولي فقيه اطاعت از معصوم (ع) است " را قبول ندارد و معتقد است كه شرايط ديني ‘ اجتماعي ‘ فرهنگي و سياسي عصر حضور با عصر غيبت و همچنين ويژگي شخصيت هاي حاضر در اين دو عصر از هر لحاظ متفاوت و مختلف است.
علامه در خصوص اعتراض مردم ايران به نتيجه ي عجيب انتخابات رياست جمهوري و سپس سركوب و كشتار معترضان و زنداني و شكنجه كردن منتقدان و توهين به شخصيت هاي باسابقه و بروز "بحران ملي" تصريح كرد كه "ستم از هر كس صادر شود چه شاه و چه معمم ‘ محكوم است " و همه ي مراجع و علماي شيعه و سني درون ايران يا خارج از آن طبق اصل قرآني و روايي امر به معروف و نهي از منكر بايد ستم را نظرا و عملا محكوم كنند و مانع تكرار آن شوند.
او ريشه ي بحران ملي در ايران را رفتار ناپسند حكومت ‘ ناديده گرفتن مطالبات متراكم شده ي ملت و نخبگان‘ بي اعتنايي به پيام ها و انتقادهاي آنان و به تبع آن بي اعتمادي مردم ‘ دگرگون شدن معيارها و ملاك ها‘ از بين رفتن شيوه ي شورايي و پديدار شدن حكمراني فردي مي داند و مي گويد : پس از درگذشت امام خميني كه قباي ولايت فقيه مناسب او بود‘ قدرت و حاكميت بايد به شوراي فقيهان (شوراي رهبري) منتقل مي شد نه يك فرد. از آن جا كه در بيست سال گذشته سرپرستي جامعه و حكمراني منحصر به فرد خاصي شده و تكيه بر روي يك شخص است به همين دليل بحران جاري حل نمي شود.
الامين خواهان واكنش و ارايه ي طريق همه ي علما و متفكران شيعي داخل و خارج ايران براي حل بحران حاكميت در كشورمان شد و از مراجع و آيات عظام كه بخاطر ترس يا حفظ جايگاه ‘در مقابل بروز ظلم سكوت و تقيه كرده اند انتقاد كرد در عين حال شخصيت و فعاليت هاي ستم ستيز آيت الله حسينعلي منتظري و نامه ي تازه اش به مراجع را ستود.
او منتظري ‘ ميرحسين موسوي‘ هاشمي رفسنجاني ‘ مهدي كروبي و سيد محمد خاتمي و ديگر شخصيت هاي منتقد را "رموز انقلاب اسلامي " دانست و تاكيد كرد كه مسلمانان ايران و منطقه و جهان پيام هاي اصلي اين انقلاب مانند رفع ظلم ‘ آزادي سياسي و عدالت اجتماعي و توجه به حقوق انسان را از زبان و از طريق كوشش و فعاليت هاي طاقت فرساي اين شخصيت ها شنيده اند و جفا به اينان به معناي سقوط انقلاب و نظام جمهوري اسلامي است.
علامه الامين كه به صراحت لهجه و بيان حقيقت مشهور است خاطر نشان كرد كه سقوط يك نظام و حكومت‘ زماني است كه آن نظام در اذهان و قلب هاي مردم و نخبگان سقوط كرده باشد و اين امر هنگامي اتفاق مي افتد كه حاكميت به ملت ظلم روا دارد و با قمع و قهر با منتقدان و مخالفانش برخورد كند و اعتماد ميان دولت و شهروندان از ميان برود كه اكنون از بين رفته است.
اين فقيه شيعي راه بازگشت اين اعتماد و حل "بحران ملي" در ايران را آزادي بي قيد و شرط زندانيان سياسي و عقيدتي‘ اعاده ي حيثيت از آنان و خانواده هايشان‘ مجازات عوامل تقلب در انتخابات و ستم در بازداشتگاه ها و زندان ها حتا اگر از همفكران و دوستان ولي فقيه باشند دانست و تاكيد كرد كه اسلام شعار نيست بلكه عمل صحيح است " الاسلام ليس شعارا يرفع بل عملا يطبق".
او خاطرنشان كرد كه زمان پيروزي انقلاب مي خواستيم "ايران ژاپن خاورميانه شود" و از طريق غلبه بر فقر و جهل و مرض استبداد و تحقق آزادي سياسي و عدالت اجتماعي و اقتصادي و تامين حقوق قانوني همه ي شهروندان به عظمت و افتخار برسد اما متاسفانه با گذشت سه دهه اين گونه نشده است.
علامه علت العلل اين ناكامي را "فقدان دولت" در ايران مي داند و مي گويد كه اداره كردن جامعه و كشور به شكل فردي درست نبوده و نيست زيرا يك نفر ولو مجتهد يا حداكثر يك گروه و جناح بر مناصب و نهادهاي حكومتي مسلط مي شوند و خود را "ميزان الاعمال" مي دانند و مانع نظارت بر قدرت مي شوند.
سيد همچنين گفت كه " در ايران انقلاب شد اما دولت تاسيس و تشكيل نشد". اين جدي ترين و عميق ترين سخن سياسي بود كه در سي سال گذشته از يك روحاني نجف رفته شنيديم و بر دقت و عمق "نگاه" اش آفرين گفتيم.
2/7/۸۸حکومت،حاکمیت،دولت،قدرت،اقتدار،جامعه،منتقدان،احزاب،گروه ها،اپوزیسیون،مخالفان،روزنامه نگاران،دانشجویان،کارگران،زنان،آموزگاران،نشریات،مجلس،دولت نهم،رییس جمهوری،رهبری،روحانیت،روحانیون،اصلاحات،اصلاح طلبان،اصلاح طلبی،خاتمی،دوم خرداد،دانشگاه،سیاست،اندیشه،تاریخ اندیشه ی سیاسی،مشروعیت،قانون،بحران،قانون اساسی،حقوق سیاسی،حقوق،حقوق اساسی،تاریخ ایران،سفرنامه،هخامنش،اشکانیان،ساسانیان،دوره ی اسلامی،تازیان،طاهریان،صفاریان،بلعمیان،دیلمیان،علویان،سامانیان،آل بویه،بوییان،امویان،عباسیان،سلجوقیان،خوارزم شاهیان،ترکان،مغلان،غزنویان،صفویان،تیموریان،گورکانیان،آل مظفر،اراخ تاییان،افغانان،افشاریان،نادر شاه،زندیان،قاجاریان،پهلوی اول،پهلوی دوم،انقلاب،جمهوری اسلامی،فداییان،فداییان اسلامی،جبه ی ملی،سازمان مجاهدین،اسلام گرایان،نظامیان،نظامی گری،میلیتاریسم،کمونیست،سوسیالیست،کمونیسم،سوسیالیسم،لیبرالیسم،دموکراسی،شورا،جامعه ی مدنی،مدرنیته،مدرنیسم،نوگرایی،سنت،سنتی،حوزه،فقیهان،فقه،بازیگران،سپاه،بسیج،مشروطیت،مشروطه خواهان،مشروطه طلبان، کورش،داریوش،خشایار شاه،بهرام،یزدگرد،پیامبر،محمد،عیسی،موسی،علی،فاطمه،زهرا،زینب،حسین،امام زمان،ابوذر،سلمان،افلاطون،ارسطو،گزنفون،هرودوت،زرتشت،زرتشتیان،ابوعلی سینا،فارابی،ابوعلی مسکویه رازی،قطب الدین شیرازی،خواجه نصیر طوسی،خواجه نظام الملک،بلعمی،فضل الله روزبهان خنجی،صدرالدین شیرازی،حافظ،سعدی،مولوی،مولانا،جامی،ابن خلدون،ابن ابی الحدید،نهج البلاغه،معاویه،یزید،ابن اسیر،غالیان،میرزاملکم خان،میرزا آقا خان کرمانی،میرزا ابوالقاسم قائم فراهانی،امیر کبیر،میرزا تقی خان،زین العابدین مراغه ای،میرزا فتح علی آخوندزاده،طالبوف،میرزا رضا کرمانی،فریدون آدمیت،سید جمال اسد آبادی،اقبال لاهوری،امین الدوله،میرزا حبیب اصفهانی،مجد الاسلام کرمانی،اقبال لاهوری،علی شریعتی،مهدی بازرگان،یدالله صحابی،عزت الله صحابی،سید حسین نصر،مصطفی ملکیان،علامه طباطبایی،سید حسین مدرسی،محمود طالقانی،عبدالکریم سروش،مجتهد شبستری،مصباح یزدی،سیدجواد طباطبایی،رضا داوری اردکانی،علامه فضل الله،خسرو روزبه،اکبر گنجی،هادی قابل،عمادالدین باقی،عبدالله نوری،موسوی خوئینی ها،موسوی لاری،امام خمینی،محسن کدیور،حسین بشیریه، ایران باستان،لبنان،فینیقیه،آزادی،استبداد،خودکامگی،نوخواهی،خبرنگار،مجلس،نیروهای چهارده مارس،نیروهای هشت مارس،لحود،جعجع،میشل عون،میشل سلیمان،جنبلات،حریری،امین جمیل،طلال ارسلان،نصرالله،حزب الله،سلیمان فرنجیه،طائف،سوریه،عربستان،ایران،قطعنامه،دوحه،مصر،جنگ،جنوب لبنان،سلاح،پارلمان،اقلیت،اکثریت،میساق،گروه ها،تظاهرات،اعتصاب،تحصن،نظارت،دخالت،سنیوره،دمشق،ترور،تنش،گفت و گو،شکست،درگیری،وحدت ملی،حس ملی،گلستان،بوستان،مثنوی،دیوان،تمامیت ارضی،ملیت،فرهنگی،اقتصاد،اقتصادی،تورم،گرانی،جوانان،انتقاد،نقد،شبعا،مرزها،اردوگاه،فلسطین،فلسطینی،حماس،جهاد اسلامی،جبهه ی خلق،محمود عباس،اسماعیان هنیه،غزه،شکنجه،زندان،اسراییل،آمریکا،اروپا،غرب،فرانسه،واشنگتن،پاریس،ریاض،رایس،سازمان ملل،بی طرفی،کنیست،شارون،پرز،اولمرت،لیبنی،شوری امنیت،قرار داد،فراکسیون،خرد،فردوسی،شاهنامه،خردنامه،بیهقی،مکتب،مدرسه،خدا،اجتهاد،دین،دینداری،دنیا داری،تقدس،آتش،خورشید،کاشان،قم،کرمان،یزد،بندر عباس،لامرد شیراز،تهران،نبی بری،ایرنا،باران،بهارستان،نوروز،امروز،تحول،سرزمین،تجدد،امیران،دروزیان،اسماعیلیان،اسماعیلی،زیدی،جعفری،بعبدا،الجزایر،فقها،قشری گرایی،شریعت مداران،صوفیان،عرفان،عارفان،ظاهر بینی،ظاهر بینان،ویرانی گری،امارات،خلیج فارس،عهد نامه،عثمانیان،چالدران،یونان،پژوهش،پژوهش کده،


پرده دار